تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مصداق خارجى آن هم كاملا آسان است ) آنگاه بر جامعهء اسلامى فرض و واجب مىشد كه همگان به يك مجتهد و مرجع تقليد مراجعه كنند و وى مرجع بلامنازع تقليد شيعيان جهان باشد و مقام منصب وى تالىتلو منصب عظيم امامت امت باشد ( يعنى همچنانكه همهء جامعه به يك امام و رهبر گرايش دارند و از يك رهبر بايد متابعت كنند همچنين در احكام دين هم از يك فقيه كه اعلم فقهاء است پيروى نمايند و همگان طبق فتواى او عمل كنند ) آنگاه اگر چنين حقيقت مهمّى در پشت پرده وجود داشت حتما و جزما ائمه ( ع ) كه حافظان و نگهبانان و خادمان بزرگ دين هستند پرده از اين راز بزرگ برداشته و طىّ اخبار كثيرهء متواتره آن را به گوش جهانيان مىرسانيدند تا امروزه امت اسلامى و پيروان راستين ائمه ( ع ) متحير نمانند و گرفتار مفسدهء تقليد غير اعلم نشوند ( چون وقتى تقليد از اعلم واجب شد پس از غير اعلم حرام است و هرحرامى چه ذاتا حرام باشد و چه فعلا و بالعرض داراى مفسده است ) و در نتيجه زحمات يك عمر آنان تباه نشود و عبادات و معاملات آنها فاسد نشود ، پس اگر تقليد اعلم واجب بود امامان ما مىفرمودند در حالى كه از باب نمونه شما يك حديث هم نخواهيد يافت كه بصراحت و وضوح مربوط به باب تقليد باشد بفرمايد : حتما از اعلم تقليد كنيد پس معلوم مىشود اصولا تقليد اعلم در اسلام واجب نيست و الّا پيشوايان معصوم شيعه اخلال به وظيفه نكرده و بلكه بطرق مختلف و مناسبتهاى گوناگون و بيانات متعدد آن را براى پيروان خويش بازگو مىكردند و اگر بازگو مىكردند بدست ما مىرسد و همانطوريكه امامت در بخش اصول دين كه پايه و اساس همهء اصول دين است و بدون آن توحيد و نبوت و معادى هم پذيرفته نيست همچنين در بخش فروع دين هم تقليد اعلم اگر واجب بود پايه و
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 403 | على محمدى خراسانى