جامع شرائطى كه لياقت فتوا دادن را دارد تقليد كنيم .
قوله : هذا مع : دليل سوّم : بر فرض تشخيص معنا و مفهوم اعلم براى ما ميسور و ممكن باشد ولى تعيين اعلم در خارج و مشخص كردن مصداق آن كه حتما اعلم العلماء زيد است يا حتما بكر ، امرى بس مشكل و در سرحدّ استحاله و امتناع قرار دارد زيرا كه تعيين مصداق نياز دارد به يك فحص كامل و محيط شدن به علوم جميع علماء و فقهاء دين و صرف بدست آوردن مايهء علمى يك يا چند فقيه مشهور و معروف عصر كافى نيست بلكه بايد همهء فقهاء معاصر را كه در اطراف عالم پراكنده هستند شناخت و با آنان از در مباحثات علمى بر آمده پاى صحبتها و درسهاى آنان مدتى نشست يا از كتب فقيه آنها استفاده برد تا بتوان بر پايهء علمى همهء مجتهدين عصر پى برد آنگاه قاطعانه قضاوت كرد كه اعلم مثلا زيد است ولى چنين چيزى تالى تلو محال است زيرا كه در گوشهوكنار عالم ، فقيهان گمنامى زندگى مىكنند كه شناسائى آنان و سپس بدست آوردن معلومات آنها كارى است بس دشوار و از عهدهء بشر عادى خارج است حتى با وسائل مجهّز و امكانات پيشرفته امروزى و چنين تكليف شاقّى با اساس تشريع اسلامى تناسب ندارد زيرا كه اسلام شريعت سهله است و بنايش بر آسان گرفتن است
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
،
« ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ »
. . . و اصولا عسر و حرج حدّ و مرز تكليف است و هركار واجبى وقتى به اين حدّ رسيد از وجوب مىافتد و ادلّه عناوين ثانويه عسر و حرج و ضرر و . . . بر ادلّه عناوين تكاليف واجبه و محرّمه حكومت دارند .
قوله : مع ان : دليل چهارم : اگر در واقع و نفس الامر از نظر اسلام تقليد اعلم واجب بود ( فرض هم مىكرديم كه شناخت معنا و مفهوم اعلم و نيز تعيين