نمىرفتند .
قوله : ثانيا : دليل دوّم : اصولا معنا و مفهوم كلمهء اعلم براى ما مبهم و مجمل است و حتى خبرگان فن و بزرگان علم و فقهاء عظام نيز در معناى اعلم اختلاف داشته و هركدام براى اعلم معنائى ذكر كردهاند مثلا بعضى گفتهاند : اعلم به كسى مىگويند : كه اجود ملكة باشد يعنى از حيث داراى بودن ملكه اجتهاد كاملتر باشد و يا اجود فهما باشد يعنى خوشذوق و خوشسليقه و مستقيم السليقه است و داراى شم الحديثى است كه خوب مطلب را از حديث مىفهمد و كجسليقه نيست .
بعضى گفتهاند اعلم كسى است كه اكثر استنباطا باشد يعنى از حيث استخراج فروعات و ردّ فروع به اصول خيلى قوى و ماهر است و مثلا از يك حديث گاهى چندين فرع فقهى را استخراج مىكند و بعضى گفتهاند : اعلم كسى است كه اكثر اطلاعا باشد يعنى تتبع او از همه كاملتر است و به جميع آيات احكام و روايات و كلمات فقهاء آگاهى دارد و آنها را از حفظ دارد ولو از لحاظ تحقيق و استنباط اكثر استنباطا نباشد و برخى از فقهاء عظيم الشانى امثال امام خمينى رضوان الله عليه در پيامها و منشور جاويدشان به حوزههاى عمليه براى اعلميت معناى بسيار وسيعترى قائلند و . . . آنگاه وقتى مسئله در ميان فحول و قهرمانان ميدان فقه و فقاهت اجمال و ابهام داشته باشد فكيف به ساير طبقات جامعه هرچند تحصيلكرده و دانشگاه ديده باشند ؟ و كيف به طبقات غير تحصيلكرده ؟ و كيف به افراد باديهنشين و چادرنشين ؟ و چگونه است حال عجائز و پيرزنان ؟ و چگونه است حال نوجوانان دختر و پسرى كه تازه به سن بلوغ رسيدهاند و هرگز قدرت بر تشخيص اعلم ندارد ؟
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٠