مىگردد و آن اينكه : عقلاء عالم به خبره مراجعه دارند عقل هم ما را به اين امر ارشاد مىكند امّا نه عقل و نه عرف و نه شارع مقدس ( كما سيأتى ) هيچكدام ما را ملزم نمىكنند كه حتما به خبرهء درجهء يك و ما فوق همهء خبرگان مراجعه كنيم بلكه بالعكس عملا به خبرگان متوسط و درجه 2 و 3 و . . . نيز مراجعه دارند و اگر كسى به چنين خبرهاى مراجعه كند عقلاء عالم او را توبيخ نكرده و كار او را تقبيح نمىكنند شاهد مطلب :
عرفا اگر در يك شهرى چندين معمار خوب و هنرمند و چيرهدست در امر ساختمان وجود داشته باشد كه يكى از همهء آنها قويتر باشد ولى شخص بنا بدلائلى به سراغ او نرفته ( يا دسترسى به او ندارد يا او تمام وقتش اشغال است يا معمار و بناء ديگر از بستگان او است و . . . ) بلكه به سراغ معمار متوسط كه آن هم خيلى در كارش مهارت دارد ولى بپاى اولى نمىرسد حال آيا احدى از عقلاء را ديدهايد كه رأى اين شخص را ابطال كرده و بگويد : بى خود ساختمانت را بدست زيد سپردهاى ؟ هرگز بلكه حداكثر مىگويند بهتر بود به معمار قويتر بسپارى ولى اينهم خوب است و مانعى ندارد .
يا اگر شخصى براى ساختن درب چوبين به نجار متوسطى مراجعه كند عقلاء او را ملامت نمىكنند كه چرا با وجود نجار طراز اول به سراغ نجارهاى طبقهء بعد رفتهاى تازه اينها كه مربوط به امور مالى است حتى در امور مهمّهاى از قبيل جان و جسم هم اگر شخصى مريض شود و مثلا ناراحتى قلبى پيدا كند و در شهرى صد طبيب متخصص بيمارى قلب وجود داشته باشد كه يكى از همه ماهرتر است اينچنين نيست كه از همه جاى شهر بسوى او بيايند بلكه حتى الامكان به اطباء ديگر هم
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٦