تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
1 - مشهور فقهاء متقدم و متأخر و بلكه به ادعاى محقق همهء فقهاء شيعه برآنند كه بايد از اعلم تقليد كنيم آن هم مطلقا ( در مقابل تفصيلى كه در قول ثالث خواهد آمد ) آنگاه اگر اعلم را عينا و شخصا و به علم تفصيلى مىشناسيم مستقيما بايد از او تقليد كنيم و اگر علم اجمالى داريم يا احتمال مىدهيم كه بعضى از بعض ديگر اعلم باشند وظيفه داريم فحص كنيم و از راه بينه يعنى شهادت خبرگان و يا اگر خود از علماء هستيم از راه معاشرت با آنها و مباحثات علميه بدست آوريم كه كدام اعلميّت دارند و پس از فحص از اعلم تقليد كنيم و حق نداريم به غير اعلم مراجعه كنيم . 2 - عده‌اى از فقهاء عامه و خاصه برآنند كه تقليد از اعلم مطلقا ( در قبال تفصيل بعدى ) واجب نيست و ما مخير هستيم ميان تقليد افضل و فاضل ، اعلم و عالم ، افقه و فقيه منتهى تقليد از اعلم افضل و احوط است ( امّا افضل از باب اينكه مصداق كامل عارف به احكام دين اعلم است و امّا احوط از باب دوران بين تعيين و تخيير ) شبيه آنچه در باب مطلق و مطلق گفته شده كه مشهور مىگويند : مطلق را بايد بر مقيد حمل كنيم ولى جماعتى برآنند كه ما در مطلق تصرف نكرده و مقيد را حمل بر استحباب مىكنيم يا حمل بر واجب تخييرى و بيان افضل فردى الواجب مىكنيم . 3 - عده‌اى از فقهاء هم تفصيل داده‌اند به اينكه : اگر علم تفصيلى داريم كه فلان فقيه اعلم از ديگران است و يا علم اجمالى به اعلميت داريم كه مع الفحص تبديل به تفصيلى مىشود و ضمنا علم تفصيلى يا اجمالى هم داريم كه فقهاء عصر در فتاوى اختلاف دارند ( علم تفصيلى مثل اينكه معينا در مسئله ظهر و جمعه مىدانيم كه اختلاف دارند و علم اجمالى يعنى اينكه قبل از مراجعه به رسائل عمليه آنها يقين
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 394 | على محمدى خراسانى