تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
بعضىها قابل خدشه باشند ولى مجموع من حيث المجموع بالتعاضد ( تقويت قوى الدلالة نسبت به ضعيف الدلالة ) و التجابر ( جبران سندى ) موجب قطع به مطلوب است كه وجوب تقليد از مجتهد جامع شرائط باشد بويژه كه در طول تاريخ عمل علماء اسلام و سلوك عملى صالحان و پرهيزكاران و سيرهء عمليهء عقلاء عالم در طول تاريخ مبنى بر مراجعه به اهل خبره هم مؤيد اين مطلب است .

تقليد اعلم

مبحث سوم : از مباحث باب تقليد مربوط به اينست كه اگر در ميان فقهاء و مجتهدين عظام و جامع شرائط فتوى بعضى اعلم از بعض ديگر بودند آيا معينا بر ما واجب است از مجتهد اعلم و افضل تقليد كنيم و با وجود اعلم حق نداريم به سراغ غير اعلم برويم ؟ يا اينكه تقليد از اعلم واجب نيست و ما مخير هستيم بين اينكه احتياط كرده از اعلم تقليد كنيم و يا از غير اعلم يعنى فقيه جامع الشرائط ؟ بطور كلى اگر فقهاء يك عصر همگى از لحاظ علم و عمل « تقوى » و عدالت و ورع مساوى بودند و هيچكدام از جهات مذكور بر ديگران فضيلتى نداشتند ( كه البته فرضى است نادر الوقوع جدا كما سيأتى ) در اين صورت اجماع قائم شده بر تخيير كه مقلدين مخير هستند از هركدام از دو يا چند فقيه تقليد كنند . انما الكلام در موردى است كه يكى از فقهاء عصر اعلم از ديگران و سرآمد عصر خويش باشد آيا تقليد از اعلم بايد كرد ؟ در مسئله نظريات فراوانى مطرح شده و بقول مصنف اين مسئله معركهء آراء در ميان علماء است و مهمترين انظار سه نظريه است :
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 393 | على محمدى خراسانى