تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
جواب اسحق بن يعقوب شرف صدور يافته و در كتب ارزشمندى از قبيل الغيبة للشيخ الطوسى و اكمال الدين و اتمام النعمة للشيخ الصدوق و كتاب احتجاج طبرسى نقل شده در آن توقيع شريف حضرت جمله‌اى دارند و آن اينكه : « و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله » حال منظور از حوادث واقعه خصوص مسائل مستحدثه باشد كه در آنها به فقهاء بايد مراجعه كرد و به ضميمه عدم القول بالفصل در كليه مسائل بايد مراجعه كرد و يا منظور اعم از اين امور و امور مربوط به ولايت و رهبرى جامعه باشد بهر حال رجوع به راويان حديث و عارفان به احكام و آشنايان به حلال و حرام واجب است . ى : آخرين حديث و واضحترين حديث عبارتست از حديثى كه مرحوم طبرسى در كتاب احتجاج نقل كرده در رابطه با تفسير امام حسن عسكرى ( ع ) از آيهء
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ »
. . . كه بسيار مفصل است و مرحوم شيخ انصارى در رسائل آن را آورده‌اند « 1 » در فراز ارزشمندى از آن حديث آمده : « فامّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه ، مخالفا على هواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه » يعنى فقيهى كه داراى چهار ويژگى باشد بايد عوام شيعه از آن فقيه تقليد كنند : 1 - صيانت نفس 2 - حفظ و نگهبانى دين 3 - مخالفت با هواى نفسانيه 4 - اطاعت امر مولى و ولينعمت . حال اين چند دسته روايتى كه نقل شد اگرچه تك‌تك از حيث سند يا دلالت
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 85 و 86 .