تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
كه آيا او ثقه است يا خير ؟ و يك بحث كبروى كه بر فرض وثاقت آيا مىتوان به ثقه مراجعه كرد و رواياتى را كه او نقل مىكند يا فتوائى را كه او مىدهد قبول كرده بدان ترتيب اثر داد يا خير ؟ حال سائل كبراى كلى را مسلم گرفته كه به فرد موثق ميتوان مراجعه كرد و معالم دين را ( يا اعم از روايت و فتوى است و يا مخصوص فتوى است كه مورد بحث مىباشد ) از او گرفت و اين كبراى كلى در نزد وى مفروغ عنه بود و لذا از صغراى مطلب و در حقيقت تطبيق كبرى بر صغرى سئوال كرده كه آيا او ثقه است يا خير ؟ امام ( ع ) هم در كبراى كلى خدشه نكرده و نفرمودند كه ثقه هم باشد قولش ارزش ندارد بلكه سكوت فرموده و از صغراى مطلب جواب دادند و فهم سائل را در رابطه با كبراى كلى تقرير فرمودند بنابراين تقرير امام دلالت مىكند بر حجيت قول ثقه چه در روايت و چه فتوى و اگر قول ثقه حجت است عمل بدان و متابعت از آن واجب مىباشد و هذا معنى التقليد . د : احمد بن حاتم و برادرش طى نامه‌اى از محضر امام هادى ( ع ) سئوال كردند : يابن رسول الله در امر دين به چه كسانى اعتماد مىتوان كرد و از آنها امر دين را دريافت كرد ؟ حضرت در جواب مرقوم فرمودند : شما دو نفر در دينتان به كسانى اعتماد كنيد كه داراى دو ويژگى باشند : 1 - در راه محبّت ما ( و عشق به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ) مسّن شده و عمرى را در اين راه سپرى كرده‌اند . 2 - در امر ما ( حلال و حرام ما و احكام ما ) كثير القدم و پيشتاز هستند . حال از اين روايت هم استفاده مىشود كه دين‌شناس با آن ويژگيها قولش در