است كه بر حذر باشند و سخن منذرين را بپذيرند و بدان ملتزم شده عمل نمايند و هذا هو معنى التقليد « 1 » .
4 - سنت : از سنت نيز روايات فراوانى به السنهء گوناگون وجوب تقليد و رجوع جاهل به عالم و غير خبره به خبره را بيان فرموده تا آنجا كه جاى كمترين شكى نيست و ذيلا به رواياتى چند اشاره مىشود :
الف : « العلماء ورثة الانبياء » پس همان شأنى كه انبياء داشتند علماء نيز دارند و قدر متيقن در رابطه با بيان احكام و حلال و حرام الهى است .
ب : اخبار زيادى كه امر كرده به تفقه در دين تا در آغاز خود شخص دين شناس شده و سپس اندوختههايشرا در اختيار جامعه اسلامى گذاشته و به آنان تعليم كند و اگر تعليم و تعلم و ارشاد جاهل واجب است پس قبول از فقيه هم لازم است و هذا معنى وجوب التقليد .
ج : روايت عبد العزيز بن مهدى : راوى از امام ( ع ) سئوال مىكند : يابن رسول الله ( ص ) گاهى پيش مىآيد كه من به يك مسئله شرعيه نيازمند مىشوم و اينچنين نيست كه هرموقع خواستم به محضرتان رسيده حكم را جويا شويم ( زيرا كه فاصلهء مكانى زياد است ) حال در چنين شرائطى آيا يونس بن عبد الرحمن در نزد شما شخص موثقى است و شما به او وثوق و اطمينان داريد تا من معالم و احكام دينم را از او بگيرم و به او مراجعه داشته باشم ؟
حضرت در جواب فرمودند : آرى .
كيفيت استدلال : در رابطه با وثاقت شخص مذكور يك بحث صغروى است
هامش
( 1 ) - تفصيل مطلب را در پايان مبحث آيهء نفر از ج 3 ، شرح اصول فقه مبحث حجيت خبر واحد آوردهام .