تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
نيست و اللازم باطل چون نه عقل بدان ملتزم است و نه شارع بدان راضى فالملزوم مثله كه عدم وجوب تقليد هم باطل است فثبت اللزوم . 4 - كتاب : از قرآن نيز آياتى دالّ بر وجوب تقليد است كه در حقيقت ارشاد به حكم عقل و امضاء سيرهء عقلائيه است و از جمله آيات آيه سئوال از اهل الذكر است كه فرموده :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » *
: در اين آيه امر به سئوال از اهل الذكر كرده و امر ظهور در وجوب دارد پس بر مسلمين واجب است كه اگر مطلبى را ( حكم شرعى ) خود نمىدانند از اهل الذكر بپرسند تا دانا شوند و اگر سئوال واجب شد پس قبول هم واجب است و به ضميمه عدم قول به فصل اگر فقيهى و عالمى ابتداءا حكمى را بيان كرد نيز بايد قبول كرده و بدان عامل باشيم و هذا هو معنى التقليد ( البته طبق بعض روايات منظور از اهل الذكر خصوص اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) است ولى اين از باب تفسير اهل الذكر به ائمه ( ع ) نيست بلكه از باب تعيين مصداق است كه مصاديق اتم و اكمل اهل الذكر و عالمان آنها هستند ولى هرمطلقى مصاديق ديگرى هم دارد نظير اينكه گفته مىشود كه مراد از كوثر حضرت زهرا ( ع ) است يعنى مصداق كامل خير كثير آنحضرت است ولى منحصر به حضرت نيست و كوثر در آيهء شريفه معناى وسيعترى دارد ) . و منجمله آيهء تفقه يا نفر است كه فرموده :
« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »
. به حكم اين آيه بر عدّه‌اى به صورت فرض كفائى واجب است به مراكز علمى رفته و تفقه در دين نمايند سپس وقتى فقيه و اسلام‌شناس شدند به ميان قوم خود برگشته آنان را انذار كنند و واجب و حرام الهى را به آنان گوشزد كند و بر آنان واجب
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 388 | على محمدى خراسانى