تقليد عبارتست از اينكه غير مجتهد ( چه عامى و بىسواد و چه عالم و درسخوانده ولى غير مجتهد ) عمل خودش را با فتواى مجتهد مطابق قرار دهد و طبق فتواى مجتهد عمل كند و قيد در احكام شرعيه براى اخراج غير احكام شرعيه است از امور شخصيه - عاديه و . . .
قوله : فهو : در باب تقليد دو نظريه است :
1 - حقيقت تقليد سابق بر عمل است يعنى اوّل انسان به قول و فتواى مجتهدى ملتزم مىشود سپس عمل را بر آن منطبق مىكند و نمىشود كه تقليد نفس همان عمل يا متوقف بر آن باشد چون دور پيش مىآيد از اين حيث كه عمل بر تقليد و تقليد بر عمل متوقف مىشود و دور باطل است .
2 - حقيقت تقليد همان عمل بر طبق فتوا است مع الالتزام و يا مقارن با عمل است طبق بيان مصنف و لازم نيست سابق باشد چون دورى پيش نمىآيد .
بحث دوّم : انسان مسلمان و پيرو اسلام ناب از سه حال خارج نيست :
1 - يا در احكام شرعيه مقلّد است يعنى از مجتهدى پيروى كرده و عملش را طبق دستور او قرار مىدهد .
2 - و يا محتاط است يعنى در همهجا طبق احتياط انجام وظيفه مىكند .
3 - و يا مجتهد است كه به استنباط و اجتهاد خودش عمل مىكند حال اصل اولى در اسلام اينست كه تقليد از غير در هرامرى بر انسان حرام است و خود شخص بايد تحصيل علم كند و شخص مجتهد در تحت اين اصل باقى است و تقليد از مجتهد ديگر بر او حرام است و شخص محتاط هم كه حسابش جدا است چون بالاجماع احتياط و امتثال اجمالى كفايت مىكند منتها آن هم راه دارد و هركسى قادر
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٦