تنبيه چهارم : آنچه تابحال بحث كرديم راجع به تعارض خبرين بود كه در قدم اول جمع دلالى و در قدم دوم ترجيح و در قدم سوم تخيير مطرح شد و البته تمامى اينها به مقتضاى قاعدهء ثانويه و اخبار علاجيه بود و قاعدهء اوليه مطرح نشد و امّا اينك مختصرى راجع به تعارض ساير امارات ظنيه گفتگو كنيم :
اگر قول دو نفر لغوى در معناى لفظى مختلف و متعارض شد وظيفه چيست ؟
مثلا در حديث آمده : الغناء حرام و در لغت بعضى از اهل لغت گفتهاند : غناء عبارتست از صورت مطرب و بعضى گفتهاند : غناء عبارتست از صوت مرجع و امر بر ما مشتبه شده يا مثلا در آيه مىخوانيم :
« فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » *
و نمىدانيم كه معناى صعيد چيست ؟ به لغت عرب مراجعه كرديم ديديم كه بعضى گفتهاند :
صعيد عبارتست از مطلق وجه الارض و بعض ديگر گفتهاند : صعيد خصوص تراب خالص را گويند و امر بر ما مشتبه شده و هكذا . . . اگر قول دو نفر رجالى در رابطه با تعديل و تفسيق يك راوى مختلف و متعارض بود چه بايد كرد ؟ مثلا فرض كنيد آقاى شيخ طوسى و علامه فلان راوى را تزكيه نمودهاند و آقاى نجاشى و كشى همان راوى را جرح و تفسيق كردهاند قول كدام مقدم است ؟ اگر دو بينه در موضوعات خارجيه با يكديگر تعارض كردند مثلا دو شاهد عادل شهادت مىدهند به اينكه : خانه مال زيد است و دو عادل ديگر مىگويند : مال بكر است وظيفه چيست ؟ و هكذا در تعارض شهرتين ، اجماعين منقولين و . . .
در اين گونه موارد به عقيدهء مصنف قاعدهء ثانويهاى در كار نيست زيرا كه اخبار علاجيه كه قبلا بيان شد منحصر به خبرين متعارض هستند و شامل غير خبرين نمىشوند ( البته اين محل بحث است كه آيا اخبار علاجيه به تنقيح مناط ساير امارات