ملاحظه فرموديد كه خود آن دو با يكديگر چقدر اختلاف داشتند و هردو با بقيهء اخبار ترجيح مخالفند و لذا وجه جمعى ميان آنها نيست تا ترتيب معينى اتخاذ شود فلا وجه للترتيب و لا للاقتصار على المنصوصات .
قوله : ثم ان : اين قسمت را قبلا توضيح داديم . نتيجه اينكه جناب مصنف همه ادعاهاى خود را از اخبار استفاده كرده اثبات كردند و ادعاى ديگرى هم داشتند كه اگر خود مرجحات باهم تعارض كردند چه كنيم ؟ اين نيز بدست مىآيد كه الارجح فالارجح بايد پيش رفت چون ارجحبودن موجب اقربيت الى الصدور و الواقع است .
تنبيهات باب تعادل و تراجيح
در پايان مبحث تعادل و تراجيح چهار مطلب را به عنوان تنبيهات باب ذكر مىكنند .
تنبيه اول : اين تنبيه متضمن دو مطلب است :
1 - در اخبار علاجيه خوانديم كه يكى از مرجحات احد المتعارضين بر ديگرى عبارتست از ترجيح به موافقت كتاب و سنت يعنى دو حديث تعارض كرده احدهما موافق كتاب و ديگرى مخالف آنست بايد موافق را اخذ و مخالف را طرح كنيم .
حال سئوال اينست كه منظور از مخالف قرآن چه نوع مخالفتى است ؟
بطور كلى مخالفت حديث با كتاب به سه نوع متصور است :
الف : مخالفت به نوع تباين كلى يعنى حديثى ضد قرآن يا نقيض آن باشد مثلا