سرنخى بدست ما دادهاند و برخى از مرجحات را از باب مثال ذكر كردهاند كه شما خودتان حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل .
و ثانيا فرازهائى در خود اخبار علاجيه هست مبنى بر اينكه به تنقيح مناط ما به ساير مرجحات هم تعدى مىكنيم و آن فرازها را جناب مصنف عنوان نكرده ولى مرحوم شيخ چهار فراز ذكر كرده « 1 » كه فهرستوار مىآوريم .
1 - الترجيح بالاصدقيه و الاوثقيه .
2 - تعليل الامام ( ع ) الترجيح بالشهرة بقوله فان المجمع عليه لا ريب فيه .
3 - تعليلهم ( ع ) لتقديم المخالف للعامه بان الحق و الرشد فى خلافهم . . .
4 - قوله ( ع ) دع ما يريبك الى ما لا يريبك .
قوله : و ما يترائى : اگر كسى بما اشكال كنيد كه پس ظاهر مقبوله و مرفوعه را چه مىگوئيد كه ترتيب بين مرجحات را مىرسانند ؟
ما در جواب مىگوئيم : اولا ظهور اين دو را در ترتيب قبول نداريم قبول نداريم زيرا كه اين گونه تعبيرات كثيرا ما در مواردى كه ترتيبى نيست به كار ميرود مثلا مولائى مىخواهد روز عيد سعيد غدير عدهاى از شيعيان را گرامى بدارد لذا به عبدش مىگويد : برو و چند نفر سيد را دعوت كن عبد مىپرسد اگر سيد نبود چى ؟ مىگويد چند نفر عالم ، اگر نبود چى ؟ چند نفر شيعهء باتقوى و باولايت اهلبيت ( ع ) و . . . كه خلاصه اگر هم ترتيبى باشد رجحانى است نه وجوبى و غرض اصلى اكرام عدهاى از شيعيان است .
و ثانيا بر فرض كه ايندو حديث ظهور در ترتيب مرجحات داشته باشند امّا
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 450 .