اجدادم و از قول رسول خدا ( ص ) و يا به حكمى فتوا دهم ( خودم مستقيما بيان كنم حكم الهى را و به رسول الله ( ص ) نسبت ندهم و از آن حضرت نقل حديث نكنم ) سپس بعد از مدتى نزد من آئى و در همان موضوع حديثى بر خلاف حديث قبل يا فتوائى مخالف فتواى قبلى بيان كنم ( مثلا يك ماه قبل به تو گفتم فلان كار واجب است و الان مىگويم حرام است ) تو چه خواهى كرد ؟ و بكدام حديث يا فتوا اخذ مىكنى ؟
عرضكردم : به آنكه احدث و جديدتر باشد اخذ كرده و ديگرى را طرح مىسازم .
حضرت فرمود : درست فهميدى و به حق رسيدى اى ابا عمرو ، سپس اضافه كردند : خداوند ابا و امتناع دارد مگر اينكه مخفيانه پرستيده شود ( چون زمان ، زمان تقيّه بود ) .
سپس فرمودند : سوگند به خداوند اگر چنين كنيد ( و طبق دستور ما عمل كنيد ) اين كار هم براى ما و هم شما خير و مصلحت است .
مجددا فرمودند : خداوند ابا و امتناع دارد براى ما در دينش مگر تقيّه را ( يعنى فعلا بر ما واجب است كه از در تقيه درآمده و جان و مال و دين شما را حفظ كنيم و بالاخرة اين روزگار تلختر از زهر سپرى شده و روزى حقيقت منجلى خواهد شد ) .
اين حديث شريف نيز عطف بر حديث قبل و ترجيحى بنام الاحدث تاريخا را آورده است .
حديث هشتم : مرحوم كلينى در كافى به سندش از ابى حيون غلام امام
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٢