ديگرى بر وجوب جمعه ) يا هيچكدام موافق احتياط نبودند ( يعنى هيچكدام مبين حكم الزامى نيست بلكه يكى دال بر كراهت و ديگرى استحباب است ) در اين صورت وظيفهء من چيست ؟
حضرت فرمود : در اين هنگام ( كه همهء مرجحات مفقود شد ) احدهما را اختيار كرده و بدان ملتزم شده و عمل مىكنى و ديگرى را بايد رها كنى .
اين حديث شريف هم چهار مرحله مرجحات را ذكر كرد و در قدم آخر كه متعارضين متعادلين شدند بر خلاف مقبوله امر به تخيير كرده نه توقّف .
حديث ششم : مرحوم طبرسى در كتاب احتجاج به سند خودش از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه آنحضرت به بعضى از اصحاب خويش فرمودند : بگو بدانم اگر چنانچه امسال برايت حديثى بازگو كنم ( مثلا بگويم فلان امر واجب است ) و سال آينده كه نزد من آمدى حديث ديگرى بر خلاف حديث قبل بيان كنم ( مثلا بگويم همان امر حرام است ) تو به كداميك عمل خواهى كرد ؟
بعض الاصحاب عرضكرد : به حديث اخير ( آنكه سال آينده خواهى فرمود و خلاصه آنكه احدث تاريخا است بدان عمل مىكنم ) حضرت ( ع ) گفتار او را امضاء و تقرير فرموده گفتند : خدايت رحمت كند ( يعنى مطلب همين است كه فهميدهاى ) در اين حديث شريف به يكى ديگر از مرجحات متعارضين اشاره شده كه در مقبوله و مرفوعه از آن عين و اثرى نبود و آن ترجيح به احدث تاريخا است .
حديث هفتم : باز هم طبرسى ره در احتجاج به سند خودش از ابى عمرو كنانى از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه حضرت ( ع ) به ابا عمرو فرمودند :
اى ابى عمرو بگو بدانم اگر الان براى تو حديثى نقل كنم ( از قول آباء و
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥١