تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ابن حنظله گويد : عرضكردم : اگر هردو حديث شهرت روائى داشته و هر دو را افراد مورد وثوق از قول شما نقل كردند ( و متعارض بودند ) وظيفهء ما چيست ؟ حضرت فرمود : آن دو را به كتاب و سنت ( قطعيهء معصومين ) و اخبار عامّه عرضه كنيد پس هركدام كه موافق كتاب و سنت و مخالف عامه بود آن را اخذ كنيد و هركدام كه موافق عامه و مخالف كتاب و سنت بود آن را طرح سازيد . ابن حنظله گويد : عرضكردم : فدايت شوم بفرمائيد كه اگر هردو فقيه و حاكم حكم را از كتاب و سنت مىشناسند و با اطلاع كافى نقل حديث مىكنند و حكم صادر مىنمايند و مثلا هردو حديث با ظواهر كتاب و سنت موافق يا مخالف است ولى به اخبار عامه كه عرضه كرديم احدهما موافق عامه و ديگرى مخالف عامه بود وظيفه چيست ؟ حضرت فرمود : حديثى كه مخالف عامه باشد داراى رشد و حقانيت است ( پس مخالف عامه را اخذ كنيد كه اقرب الى الحق و ابعد از باطل است و موافق را رها كنيد ) . ابن حنظله گويد : عرضكردم : اگر هردو حديث موافق عامّه بود ( مثلا يك حديث موافق فتواى مالك بن انس است و ديگرى مطابق فتواى ابو حنيفه ) چه كنيم ؟ حضرت فرمود : بنگريد و دريابيد كه مذاق حكام و سلاطين عامه و قضاوت آنان چگونه است و به كدام تمايل بيشترى نشان مىدهند ؟ آيا به رأى ابو حنيفه ؟ پس حديث موافق با اين فتوا را طرح و حديث مخالف را اخذ كنيد و اگر به رأى مالك اميل هستند حديث موافق با مالك را طرح سازيد و به ديگرى اخذ كنيد . ابن حنظله گويد : عرضكردم : اگر دو حديث از اين حيث هم مساوى بودند
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 348 | على محمدى خراسانى