من حالة الى اخرى فعليه التكبيرة و امّا الحديث الثانى فانه روى انه اذا رفع رأسه من السجدة الثانيه و كبّر ثم جلس فليس عليه فى القيام بعد القعود تكبير و التشهد الاول يجرى هذا المجرى » .
سپس حضرت فرمودند : « و بايهما اخذت من باب التسليم كان صوابا » .
محل شاهد همين جمله اخيره است كه باز هم حديث شريف سخن از تخيير بميان آورده و اين سه حديث احاديث تخيير ناميده مىشوند و يك حساب دارند .
حديث چهارم : مقبولهء عمر بن حنظله : اين حديث شهرت بسيار زياد روائى دارد و مشايخ ثلاثهء شيعه يعنى مرحوم شيخ كلينى و مرحوم شيخ صدوق و مرحوم شيخ طوسى آن را در كتب حديث خود نقل كردهاند و مهمترين خبر در باب متعارضين همين است منتها از لحاظ سند مختصر ايرادى دارد ولى از سوى علماء تلقى به قبول شده و به ضعف سند اعتنائى نيست ( ايرادش را از زبان مرحوم تبريزى صاحب اوثق الوسائل در شرح رسائل جلد هفتم ذيل حديث مقبوله آوردهام « 1 » .
ابن حنظله مىگويد : از محضر مبارك امام صادق ( ع ) سئوال كردم : ما بين دو نفر از اصحاب ما ( شيعيان شما ) در رابطه با دين يا ميراث نزاعى درگرفت ( يا به نحو شبهه موضوعيه بوده مثل اينكه طلبكار مدعى بوده كه دين او ادا نشده و بدهكار مدّعى بوده كه اداء شده و يا طلبكار منكر اداء دين بوده و مثل اينكه ما بين ورثه اختلاف بوده كه يكى مىگفته فلان مال از اموال شخصى من است و به ساير ورثه نمىرسد و بقيه مىگفتند : خير اينهم از ماترك پدر مرحوممان است و به همهء وراث
هامش
( 1 ) - در شرح رسائل ، ج 7 ، ذيل حديث مقبوله .