الف : يكدسته حكم كرده به توقف و عدم عمل به هيچكدام تا زمانيكه به محضر امام ( ع ) رسيده و از حضرتش حكم را بپرسيد آنگاه عمل كنيد .
ب : دسته ديگر حكم به تخيير كرده كه وقتى متعارضين از هرجهت مساوى بودند اذن فتخير احدهما فتاخذ به و تدع الاخر ، حال خود اخبار علاجيه با يكديگر تعارض كردهاند ولى از آنجا كه اخبار تخيير مطلق هستند و شامل زمان حضور و تمكن از سئوال و نيز زمان غيبت و عدم تمكن مىشوند و اخبار توقف عموما مقيد و مغيى به ملاقات امام و تمكن از سئوال هستند بينهما را جمع مىكنيم به اينكه اخبار توقف را حمل مىكنيم بر فرض حضور و امكان ملاقات با امام و اخبار تخيير را حمل مىكنيم بر زمان غيبت پس فعلا كه عصر غيبت است وظيفهء ما تخيير است نه توقف ( البته وجوه متعددى براى جمع بين دو دسته مذكور عنوان شده كه وجه الجمع مذكور از مصنف همان وجه الجمع مختار شيخ ره در رسائل است « 1 » .
قوله : و هل التخيير : پس از اينكه معتقد به تخيير شديم و اينكه در متعارضين متعادلين وظيفه تخيير است يعنى مجتهد بايد احدهما را اختيار كند و ديگرى را طرح كند آيا اين تخيير ابتدائى است ؟ يا استمرارى ؟
تخيير ابتدائى يا بدوى آنست كه مجتهد در به دو امر و در واقعهء اوليه مخير است كه هركدام از متعارضين را حجت كند و بدان عمل كند و امّا در وقائع بعدى و در ادامه راه ديگر مخير نيست بلكه معينا بايد به همان حديثى كه بار اول اختيار كرده ملتزم باشد .
مثلا حديثى مىگويد : در عصر غيبت جمعه واجب است و حديثى
هامش
( 1 ) - و وجوه ديگرى را در شرح اصول فقه ، ج 3 ، آوردهام .