تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
طرح نيست و جمعى مثل ابن ابى جمهور احسائى ادعاى اجماع كرده‌اند بر قاعده الجمع اولى من الطرح باطلاقها كه شامل ظاهرين هم مىشود . 2 - مشهور متأخرين و منجمله مصنف معتقدند كه اينجا جاى جمع نيست و قانون الجمع مهما امكن اولى من الطرح مخصوص جمع عرفى است و اطلاق ندارد كه شامل جمع عقلى هم بشود و دو دليل هم مىآورند : الف : لازمهء اينكه در اين گونه موارد هم جمع مقدم باشد در حالى كه هيچ شاهد و قرينه‌اى از عرف و شرع بر آن نيست آنست كه به كلى باب ترجيح بسته شود و اخبار علاجيه را ببوسيم و در طاقچه‌اى بگذاريم زيرا كه غليظترين متعارضين را با جمع عقلى مىتوان جمع كرد و رفع تعارض كرد آنگاه يلزم اخبار علاجيه به كلى بىمورد و يا حمل بر فرد نادر شود كه نصين باشند و لا يلتزم به احد زيرا كه فرد نادر و بلكه معدوم اينهمه هياهو و اهتمام ندارد پس براى خروج اخبار علاجيه از لغويت چاره‌اى نداريم بجز از حمل آنها بر فرد غالب و آن ظاهرين هستند كه مورد بحث ما است . ب : سيرهء مستمرهء معظم فقهاء در طول تاريخ بر اين بوده كه از قانون تعادل و تراجيح استفاده مىكردند و نه از قانون جمع پس جمع بين ظاهرين به تأويلات بعيده خلاف سيرهء فقهاء عظام است كه قطعا سيره به زمان معصومين منتهى شده و ارزشمند است . 3 - نظريه سومى هم وجود دارد كه تفصيل داده ميان ظاهرينى كه براى جمع بينهما هردو احتياج به تأويل و توجيه دارند مثل ثمن العذرة سحت و لا بأس ببيع العذره كه اولى را بر عذرهء حيوانات حرام گوشت و دوّمى را بر مدفوع حيوانات