مقدمه شد كه سه مقدمه را خود مصنف با عنوان الاولى - الثانيه - الثالثه مطرح كردند و دو مقدمه هم يكى بيان معناى تعارض بود و ديگرى بيان تفاوت آن با تزاحم بود كه جلوتر از سه مقدمه فوق مطرح شد پس از فراغ از مقدمات مىگوئيم : دو دليلى كه با يكديگر تعارض كردهاند و امكان جمع عرفى بينهما نيست يعنى تعارضشان واقعى است نه صورى از دو حال خارج نيستند :
1 - يا از جميع جهات ترجيح ( كه خواهد آمد ) مساوىاند و در هيچكدام يك مزيّتى وجود ندارد كه سبب ترجيح آن بر ديگرى شود .
2 - و يا يكى از آن دو از جهتى از جهات آتيه بر ديگرى رجحان دارد پس دو مقام بحث وجود دارد :
1 - تعادل . 2 - تراجيح .
احكام متعادلين : در رابطه با متعادلين نيز دو مقام بحث وجود دارد :
1 - مقتضاى قاعدهء اوليه و حكم عقل چيست ؟ آيا تساقط و رجوع به اصل ؟ يا تخيير بنابر سببيت ؟ يا توقف و رجوع به اصل موافق با احدهما بنابر طريقيت ؟ و يا احتياط ؟
جناب مصنف اين مقام را بحث نكردهاند چون معتقدند كه با وجود قاعدهء ثانويه و اخبار علاجيه و دليل شرعى نوبت به حكم عقل نمىرسد و البته فائدهء اين بحث و احتمالات مذكوره را تفصيلا آوردهام « 1 » .
2 - مقتضاى قاعدهء ثانويه و اخبار علاجيه چيست ؟
مصنف مىفرمايد : اخبار علاجيه در رابطه با متعادلين دو دستهاند :
هامش
( 1 ) - شرح رسائل ، ج 7 .