حلال گوشت حمل كنيم .
در اينجاها گفتهاند جاى طرح است نه جمع و ميان ظاهرينى كه احدهما لا على التعيين كه توجيه شود تعارض برداشته مىشود چه متباينين مثل اغتسل للجمعه با ينبغى غسل الجمعه كه اولى حمل بر استحباب شود تنافى نيست يا دوّمى حمل بر وجوب شود باز تنافى نيست و چه عامين من وجه مثل اكرم العلماء و لا تكرم الفساق كه احد العامين من وجه كه بر ماده افتراقش حمل شود كافى است و رفع نزاع مىشود در اين گونه موارد جمع را ترجيح دادهاند .
4 - و جمعى در خود اين دو مورد تفصيل دادهاند ميان متباينين از قبيل اغتسل و ينبغى كه جاى طرح است و عامين من وجه كه جاى جمع است و جناب مصنف به نظريه سوم و چهارم اشارهاى نكردند .
قوله : نعم : تمام اين بحثها در موردى است كه ظاهرين ظنى الصدور و خبر واحد باشند امّا اگر ظاهرين هردو قطعى الصدور باشند از قبيل دو دسته آيات قرآن كه مثلا يكدسته ظهور در جبر دارند و يكدسته ظهور در تفويض يا دو خبر متواتر كه ظاهرشان باهم تنافى داشته باشد يا يك خبر متواتر با يك آيه در تمامى اين فروض البته جاى طرح نيست زيرا كه سندها قطعى است و قابل تصرف نيست لذا معينا جاى جمع است ولو با توجيهات بعيدهايكه با مقام بحث متعارضين متناسب باشد و اين تأويل از باب ناچارى است ولى اينها محل بحث ما نيست چون تعارض بين دو دليل قطعى يا يك قطعى و يك ظنى نيست بلكه هميشه بين دو امارهء ظنيه است پس كاملا موارد جمع ارزشمند از جمع غير ارزشمند جدا شد .
قوله : اذا تبين هذا : تابحال مقدمات بحث مطرح شد و در حقيقت پنج
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٥