دلالت مىكند بر وجوب اكرام كسى كه مدرسه رفته و درس خوانده و عالم شده ولى دليل ديگرى مىگويد : « المتقى عالم » يعنى شخص باتقوى را به چشم عالم بنگر يعنى هرحكمى كه براى عالم ثابت شده براى متقى عامى هم هست پس معلوم مىشود كه مراد از موضوع دليل اوّل كه عالم باشد اعم است از عالم مصطلح و از فرد متقى ولو بىسواد باشد .
ب : دليلى گفته : « لا صلوة الّا بطهور » كه موضوع آن صلوة است و صلوة اسم است براى عبادت مخصوصهاى كه داراى اقوال و هيئآتى و اكوانى است .
ولى دليل ديگر گفته : « الطواف بالبيت صلوة » يعنى طواف را نماز حساب كن البته نماز مصطلح نيست ولى منظور اينست كه احكام و شروط نماز بر آن مترتب مىشود و بدين وسيله معلوم مىشود كه مراد از : « لا صلوة الّا بطهور » اعم است و شامل طواف نيز مىگردد نكته قابل ذكر اينست كه در عبارت مصنف آمده : و لكن به تصرف الموضوع غالبا اين قيد غالبا اشاره به اينست كه در باب حكومت در غالب موارد دليل حاكم در موضوع دليل محكوم تصرف نموده و موجب سعه يا ضيق آن مىگردد و مثالهاى مذكور عموما از اين قبيل بود و گاهى هم دليل حاكم در عقد الحمل يا محمول دليل محكوم تصرف مىكند و موجب سعه يا ضيق آن مىشود همانند ادلّه عناوين ثانويه نسبت به عناوين اوّليه .
مثلا دليل عنوان اولى مىگويد : « الصوم واجب » كه شامل صوم ضررى و غير ضررى هردو مىشود و هكذا در « الغسل واجب » ، « الوضوء واجب » و . . .
ولى دليل عنوان ثانوى مىگويد : « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام » اى لا
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٨