تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مىشود كه تفصيلا ذكر شد و همين كه اماره‌اى يافتيم مبنى بر تعيين حكم واقعى فلان موضوع معينا جاى عمل به اماره است نه جاى اصل عملى و امارات نسبت به اصول عمليه عقليه از قبيل برائت عقلى - احتياط عقلى و اصالة التخيير ورود دارند يعنى با آمدن دليل وارد موضوع دليل مورود از بين مىرود حقيقتا و وجدانا هرچند منشأ تعبدى دارد يعنى شارع اماره را حجت كرده ولى پس از حجيت اماره بيانيت دارد ، مؤمن از عقاب است اطمينان مىآورد و موضوع برائت عقلى را كه عدم البيان است از بين مىبرد اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان چه اينكه موضوع احتياط عقلى هم نابود مىشود چون با وجود اماره بر حليت چه مصيب و چه مخطئى احتمال عقاب منتفى است و قطع بعدم عقاب داريم و نيز اماره اطمينان مىآورد و موضوع اصالة التخيير را كه تحيّر باشد از بين مىبرد و هذا معنى الورود . و نسبت به اصول عمليه شرعيه امارات حكومت دارند يعنى تنزيلا و ادعاءا موضوع اصل از بين مىرود نه وجدانا چون موضوع برائت شرعيه شك در تكليف است ، موضوع احتياط شرعى شك در مكلف‌به است و موضوع استصحاب شرعى شك در هردو با لحاظ حالت سابقه و با قيام اماره بر خلاف وجدانا شك و عدم العلم نابود نشد آرى تنزيلا گويا شكى نيست چون شارع مقدس امارات را نازل به منزله علم قرار داده پس گويا شكى نيست و هذا معنى الحكومة و ذيلا تفصيل بيشتر خواهد آمد . قوله : و لا بأس : حال كه سخن از ورود و حكومت به ميان آمد بجا است كه در ذيل مقدمه ثانيه چهار اصطلاح را براى شما معنى كنيم : 1 - تخصيص . 2 - حكومت . 3 - تخصص . 4 - ورود .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 325 | على محمدى خراسانى