تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
و « يستحب غسل الجمعه » كه اظهر در ندب است ( چون گاهى از آن وجوب اراده مىشود ) باز ببركت اظهر و اقوى الدليلين ظاهر را توجيه مىكنيم و حمل بر استحباب مىكنيم . ظاهرين مثل : « اغتسل للجمعه » و ينبغى غسل الجمعه كه اولى ظهور در وجوب و دوّمى ظهور در استحباب دارد و هركدام كه توجيه شود تعارض مىرود ولى كما سيأتى محل بحث است كه آيا اينجا جاى جمع است يا جاى طرح ؟ الثانيه : مقدّمه دوّم : از جمله شروط قطعى متعارضين عبارتست از اتّحاد مورد يعنى مورد هردو دليل يك حكم و يك امر باشد و بعبارت ديگر موضوعشان يكى باشد و بعبارت سوّم در يك مرتبه باشند مثل مثالهاى مذكور . متفرع بر اين شرط اگر در دو مرتبه بودند و در طول هم بودند نه در عرض هم هيچگاه تعارض نمىكنند بنابراين دليل حاكم با دليل محكوم تعارضى ندارند بلكه هم دليل حاكم و هم محكوم هردو حجت هستند ولى هركدام در مورد و مجراى خودش همچنين دليل وارد با دليل مورود و تعارضى ندارند چون موردشان دو تا است مثال امارات با اصول موارد كاربردشان فرق دارد و لذا هيچگاه اماره با اصل تعارض ندارند ( آرى اصلى با اصل ديگر ممكن است معارضه كنند كه در پايان بحث استصحاب عنوان شد و اماره‌اى با امارهء ديگر هم ممكن است تعارض كنند كه الان مورد بحث است ) زيرا كه مورد امارات نفس احكام واقعيه است مثل حرمت خمر ، حليّت سركه و . . . و موارد اصول عمليه در شك در حكم واقعى است و تا شك نباشد جاى اصل نيست . پس تا ما دامى كه نسبت به حكم واقعى شك داريم معينا از اصول عمليه استفاده
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 324 | على محمدى خراسانى