كليه عقود وفادار باشيد چه عقود صحيحه و چه باطله و چه مشكوكه منتها خرج ما خرج كه عقود فاسده مسلّمه باشد و بقى ما بقى كه عقود صحيحه و مشكوكه باشد پس به حكم عموم آيه بايد به عقد مشكوك هم وفا كرد و آن را حمل بر صحت كرد و هذا معنا اصالة الصحة .
جواب : اين تمسك به عام در شبهه مصداقيه است و آن عند المشهور جايز نيست به بيانى كه در شرح رسائل آوردهام .
دليل دوّم : روايات : جناب مصنف به سه روايت متمسك شدهاند :
الف : روايت امير المؤمنين ( ع ) : امر برادر دينىات را بر احسن و بهترين وجه آن حمل كن تا يقين به خلاف پيدا كنى ( مثلا مىبينى به سمت شرابخانه مىرود فورى او را متهم نكن و نگو كه وى اهل شرب خمر يا قمار است مگر يقين به شرب خمر پيدا كنى ) و سخنى كه از برادرت سر مىزند نسبت بدان سوءظن نداشته باش تا زمانى كه محملى از خير دارى ( از دور ديدى كه لبهاى او حركت كرد و ندانستى كه سلام داد يا دشنام بنا را بگذار كه انشاء اللّه سلام بوده نه اينكه حمل بر فحش و ناسزا بكنى ) .
ب : روايت امام صادق ( ع ) كه فرمود : چشم و گوشت را راجع به برادر دينىات تكذيب كن پس اگر پنجاه شاهد با قسم ( كه صد شاهد مىشود ) گفتند فلانى چنين گفته ولى خود او مىگويد : خير من نگفتهام او را تصديق و بقيه را تكذيب كن .
ج : روايتى كه مىگويد : مؤمن برادر دينىاش را متهم نمىكند حال از اين روايات استفاده شده كه بايد فعل مؤمن را حمل بر صحت كرد .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٠