نكته اوّل : آيا اصالة الصحة از امارات است يا از اصول عمليه ؟
همان دو نظرى كه پيرامون قاعده يد و قاعده فراغ بود در اين رابطه نيز هست .
نكته دوّم : در تعارض اصالة الصحة با استصحاب كدام مقدم است ؟
اصالة الصحة مقدم است مطلقا يعنى چه هردو از امارات باشند و چه هردو از اصول عمليه و چه اصالة الصحة اماره و استصحاب اصل باشد او بالعكس دليل تقدم اينست كه اصالة الصحة اخص موردا از استصحاب است زيرا كه ما من مورد از موارد شك در صحت مگر اينكه در آنجا استصحاب عدم جارى مىشود آنگاه اگر در اين موارد هم استصحاب مقدم شود يلزم اللغوية يعنى لازم مىآيد كه اصالة الصحة لغو باشد و لا يلتزم به احد فتعين تقديم اصالة الصحة بر استصحاب ( البته فى الجمله يعنى قطع نظر از اينكه بر استصحاب حكمى فساد مقدم مىشود يا بر استصحاب موضوعيه عدم بلوغ و . . . نيز مقدم مىشود كه در شرح رسائل عنوان كردهام ) .
مثال : يقين داشتيم به نجاست جامهاى سپس شك كرديم در تطهير آن وظيفه داريم استصحاب نجاست جارى كنيم حال آمد و مسلمانى متصدى تطهير آن جامه شد و آن را شست ولى ما شك كرديم كه آيا صحيحا و شرعى شسته يا نه ؟ تطهير شرعى حاصل شد يا نه ؟ از اصالة الصحة استفاده مىكنيم و نوبت به استصحاب طهارت ثوب نمىرسد .
مطلب ديگر : ادلّه حجيت اصالة الصحة : براى حجيت اين اصل به ادلّه اربعه تمسك شده منتها برخى از آنها مبتلا به اشكال است كه آيات و اخبار باشد و ذيلا خواهد آمد .
آرى اجماع به هردو قسم آن اعم از قولى و عملى كه سيره باشد و حكم عقل
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٨