دليل مصنف بر اين مدعا عبارتست از روايت نهم از روايات مذكور كه صحيحه على بن ابى جعفر بود و صريح در اين تفصيل بود البته جملهء ثم يشك على وضوء هوام لا دو احتمال دارد :
1 - شك در بقاء وضو دارد .
2 - شك سارى است و برمىگردد اصل وضو داشتن را زير سئوال مىبرد كه بنابر احتمال اول جاى استصحاب است و بنابر احتمال ثانى مورد بحث ما است .
مطلب سوّم اصالة الصحة
مطلب دوم پيرامون اصالة الصحة فى فعل النفس بود كه با عنوان قاعدهء فراغ و تجاوز مطرح شد و اينك مطلب سوم پيرامون اصالة الصحة در فعل مسلمان است .
يعنى فرضا مسلمانى عبادتى را انجام داد مثلا بر ميتى نماز گذارد و من شك كردم كه آيا صحيح انجام داد تا از عهدهء من ساقط شود يا باطل و فاسد انجام داد تا بر عهدهء من باقى باشد ؟ يا نمازى مىخواند من نمىدانم كه صحيح انجام مىدهد تا به او اقتدا كنم يا فاسد انجام مىدهد تا نتوانم به دو اقتدا كنم ؟
گفتهاند در اين گونه موارد اصالة الصحة در فعل مسلم جارى كرده و حكم به صحت و ترتب اثر كرده و از عهدهء ما ساقط است يا مثلا در بخش معاملات مسلمانى معاملهاى را انجام داد و من ندانستم كه صحيح انجام داده تا بتوانم با او معامله كنم و از آن مال استفاده كنم يا فاسد انجام داد تا حق تصرف نداشته باشم ؟ اصالة الصحة جارى كرده و ترتيب اثر مىدهم . حال در اين رابطه نكاتى چند به ترتيب مطرح مىشود :