تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و شك در اين‌حال شك پس از محل نيست بايد اعتنا شود هكذا در اجزاء قرائت اگر چه به نظر كثيرى از محققين اجزاء قرائت هم همان حكم را دارد كه شك پس از تجاوز از فلان آيه قابل اعتنا نيست ولى به نظر ما اجزاء قرائت فعلا اجزاء مستقله نيستند بلكه مجموع يك جزء است و لذا هركجا شك كند بايد اعاده كند و دليل بر اينكه بايد غير ، يك جزء مستقل باشد بعض روايات مذكور است كه در مقام بيان فرموده : شك فى الركوع بعد ما سجده شك فى السجود بعد ما قام و . . . و هوى يا نهوض را ملاك نگرفته . قوله : و امّا رواية : دفع دخل است و آن اينكه : شما مىگوئيد : بايد غير يك جزء مستقل باشد پس روايت عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه را چه مىگوئيد كه مىگويد : عرضكردم به امام صادق ( ع ) مردى براى سجده فرود آمد و حال نمىداند كه آيا ركوع كرد يا نه چه كند ؟ امام فرمود : « قد ركع » يعنى خود را اين گونه حساب كند كه ركوع را انجام داده است حال طبق اين روايت غير اعم است از غير حسابى و غير مقدمى . ولى جواب ما اينست كه چون بقيه روايات دلالتش بر غير حسابى واضح است و اظهر ، اين حديث را توجيه مىكنيم و مىگوئيم منظور از هوى ، مطلق هوى نيست بلكه هوّيى است كه به حدّ سجده رسيده باشد پس با ماسبق و ساير احاديث معارضه نمىكند و ملاك غير اصلى است نه مقدمى و تبعى . قوله : و امّا اجزاء : اين نيز دفع دخل است كه گويا كسى مىگويد : اگر پس از ورود در عضوى از اعضاء وضو يا غسل يا تيمم ( وضو اجماعى است ، تيمم و غسل هم مشهور است ) در عضو قبلى شك كند مثلا به شستن دست چپ مشغول