از هركدام چه چيز مستفاد است ؟
حديث اول : صحيحهء زراره : زراره مىگويد : به امام صادق ( ع ) عرضكردم : مردى وارد اقامه شده و در گفتن اذان شك كرده وظيفهاش چيست ؟
حضرت فرمود : بگذرد يعنى به شك خود اعتنا نكند .
عرضكردم : اگر وارد تكبيرة الاحرام شد و شك كرد كه آيا اذان و اقامه را گفتهام يا نه ؟ چه كند ؟ حضرت فرمود : بگذرد و بنا را بر اتيان بگذارد و به شك اعتنا نكند .
عرضكردم : مردى است در تكبيرة الاحرام شك كرده پس از قرائت .
فرمودند : بگذرد و به شك خود اعتنا نكند .
عرضكردم : مردى شك در قرائت دارد و حال آنكه وارد ركوع شده .
فرمودند بگذرد و يا چون فعل مضارع است : مىگذرد . . .
عرضكردم : مردى شك در ركوع دارد پس از ورود در سجده .
فرمودند : بر نمازش ادامه مىدهد و به شك اعتنا نمىكند .
سپس حضرت فرمودند : يا زراره هرگاه از چيزى خارج شدى و در چيز ديگرى وارد شدى به شك خود اعتنا نكن ( اين كبراى كلى است و شامل هردو قاعده هم مىشود ضمنا دخول در غير ملاك است و مجرّد تجاوز از محل و فراغ از عمل كافى نيست ) .
حديث دوّم : روايت يا صحيحهء اسماعيل بن جابر ( ترديد شايد از جهت اين باشد كه حديث به دو طريق نقل شده كه طبق يكى صحيحه است ) .
امام ( ع ) فرمودند : اگر شخصى در ركوع نمازش شك كند پس از اينكه وارد
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٨