ديگرى غير از حال صلوتى اعتنا نكند مثلا وقتى مشغول كار ديگرى شد بيادش آمد كه شايد نمازش اشكال داشته باشد و عدهاى مىگويند همين كه پس از سلام نماز شك كرد اعتنا نمىكند هرچند اشتغال به كار ديگر هم نداشته باشد . مستند اين دسته بر اين تفريق اخبار باب است كه بعدا خواهد آمد و موارد تعبير به فراغ و تجاوز فرق دارد .
2 - اظهر اينست كه اينها يك قاعده هستند و قدر جامع هردو اينست كه : الشك فى الشئ بعد تجاوز محلّه و الدخول فى غيره ، قابل اعتنا نيست و از تعبيرات همهء اخبار اين امر مستفاد است و عنوان مذكور كلى است و شامل شك در اصل وجود شئ مشكوك كه مجراى قاعده تجاوز است مىشود و شامل شك در صحت شئ موجود هم كه مورد قاعدهء فراغ است مىشود پس دو قاعده نيست .
و بر فرض كسى در اين تعبير خدشه كند و بگويد : چنين عنوان جامعى از اخبار استفاده نمىشود خواهيم گفت : مراد از شك در شئ در هردو باب شك در اصل وجود شئ مشكوك است و امّا شك در صحت شئ موجود هم به شك در اصل وجود برمىگردد چون شك در صحت موجود در حقيقت شك در اصل وجود شئ صحيح است پس هردو به يك باب برمىگردد و اخبار باب هردو را بطور مساوى مىگيرد و دو قاعده محسوب نمىشوند .
د : آيا مناط مجرّد تجاوز از محل و فراغ از عمل است ولو وارد در غير نشده باشد يا مناط ورود در غير است ؟ در هردو قاعده ؟ يا در اولى ؟ بحث آن خواهد آمد .
ه : طرح اخبار باب : در اينجا اول بايد احاديث باب را مطرح كنيم تا ببينيم
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٧