اوّلا : چون اين قاعده اماره است و استصحاب اصل و الاصل دليل حيث لا دليل .
و ثانيا اصولا على جميع التقادير الاربعه ( هردو اصل باشند يا هردو اماره يا استصحاب اصل و قانون فراغ اماره و يا بالعكس ) قاعده فراغ مقدم است چون قاعدهء فراغ اخص موردا از استصحاب است يعنى ما من مورد از موارد قاعدهء يد مگر اينكه در آن مورد يك استصحاب عدمى بر خلاف آن هست ولى موارد زيادى هست كه استصحاب جارى است و اصلا قاعده فراغ مجرى ندارد با اين ملاحظه اگر ما عند المعارضه استصحاب را مقدم كنيم لازم مىآيد قاعدهء فراغ به كلى لغو و عبث باشد و هيچ مجرا نداشته باشد و لغو قبيح است و قبيح از معصوم صادر نمىشود و اگر چنين بود اينهمه معصومين ( ع ) بدان اهتمام نمىكردند و حال آنكه دهها روايت در اين رابطه وارد شده كه به ده روايت آن بعدا اشاره خواهد شد .
ج : آيا قاعدهء فراغ و تجاوز يك قاعده هستند يا دو قاعدهء مستقل و جدا ؟
وجهان بل قولان :
1 - عدّهء زيادى برآنند كه اينها دو قاعده هستند و فرقشان در اينست كه قانون تجاوز از محل مربوط به اثناء عمل است كه آدمى در اثناء نماز مثلا در جزئى از اجزاء شك مىكند در حالى كه از محل آن جزء مشكوك تجاوز و عبور كرده و وارد جزء بعدى شده مثلا شك در ركوع مىكند پس از اينكه وارد سجده شده و . . . و قانون فراغ از عمل مربوط به پس از فراغت از عمل است كه نماز را گذارده و پس از نماز شك مىكند كه فلان جزء يا شرط را مراعات كردم تا عملم صحيح باشد يا خير ؟ قاعده فراغ مىگويد به اين شك اعتنا نكن منتها برخى مىگويند پس از دخول در حالت
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٦