تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
2 - معظم متقدمين بلكه جمهور آنان استصحاب را از امارات ظنيه مىدانستند . همچنين در مورد قاعدهء يد هم دو مبنى وجود دارد : 1 - جماعتى يد را از امارات و كاشف از واقع مىدانند . 2 - عده‌اى آن را از اصول عمليه و رافع حيرت عند العمل مىدانند و ما ادلّهء طرفين را نقل كرده‌ايم « 1 » : مصنف مىفرمايد : اظهر اقوى اينست كه يد اماريت دارد و طريق بسوى واقع است زيرا كه مهمترين دليل بر ارزشمندى قاعدهء يد عبارتست از بناء عقلاء ، سيرهء عقلائيه از قديم الايام بر اين بوده كه يد را امارهء ملكيت مىدانستند و وارد بازار كه مىشدند و مىشوند با هرمغازه‌دارى معامله مىكنند و هرگز به ذهنشان خطور نمىكند كه شايد از راه دزدى بدست آورده باشد پس بروم تحقيق كنم و . . . بلكه عملا ترتيب آثار ملكيت داده و با اهل سوق معامله مىكنند و لا ريب در اينكه اين بناء عقلاء از باب تعبد محض نبوده ( زيرا كه عقلاء عالم بما هم عقلاء تعبد ندارند آرى شارع بما هو شارع تعبد دارد ) بلكه از باب غلبه بوده كه چون غالبا اياديى كه بر اموال در خارج تعلق دارد يد مالكيه است و اين را به علم يا گمان معتبر خبر داريم لذا مورد نادرى از قبيل ما نحن فيه هم كه پيش مىآيد و سبب سلطه و يد مجهول است ملحق مىكنيم به موارد غالبه از باب اينكه : الظن يلحق الشئ بالاعم الاغلب . البته سيرهء عقلائيه به تنهائى و بدون كشف از رضايت شارع در احكام شرعيه اعتبارى ندارد حال آيا شارع اين سيره را امضاء كرده يا خير ؟ خوشبختانه آرى و رواياتى مبنى بر ارزشمندى قاعده يد داريم منجمله حديث
هامش
( 1 ) - در شرح رسائل ، ج 7 ، خاتمه استصحاب .