روشن است و گاهى شك در قاطع داريم مثلا شك داريم كه آيا استدبار عن القبلة قاطع نماز هست يا نه ؟ ( البته در مثل مناقشه نيست و الّا استدبار قاطعبودنش جاى بحث نيست و بهتر بود مثال به تجشأ و تفرقع اصابع مىزدند ) . حال آيا استصحاب در اينجا جارى مىشود يا نه ؟
مصنف مىفرمايد : استصحاب عدم حدوث قاطع جارى مىشود و صحت صلوة بر آن مترتب مىشود بعد مىفرمايد : بلكه استصحاب صحت هم جارى مىشود .
بيان ذلك : بعضى برآنند كه استصحاب صحت جارى نيست بدان جهت كه صحة الكل كه هنوز حاصل نشده تا جاى استصحابش باشد ، صحت اجزاء سابقه هم كه بهر معنائى از صحت ، مشكوك نيست بلكه متيقن است فلا وجه لجريانه .
ولى مصنف مىفرمايد : استصحاب صحت جارى است بدين معنا كه قبل از اين شك يقين داشتيم به صحت اجزاء سابقه بحيث كه لو انضم اليه الاجزاء الباقيه حتما نماز كامل بوده و اعاده لازم ندارد ولى پس از اين شك ، نمىدانيم كه آن صحت به اين معنا باقى است يا نه ؟ جاى استصحاب است و ويژگى قاطع اين است كه به هردو طرف لطمه مىزند و صحت اجزاء سابقه را هم زير سئوال مىبرد « 1 » .
قوله : امّا : همه اينها مربوط به شك در اصل حدوث قاطع است امّا اگر شك ما در قاطعيت موجود باشد .
مثلا فرض كنيد بكاء با صدا در نماز حادث شده ولى نمىدانيم كه اين
هامش
( 1 ) - تفصيلا در شرح رسائل تنبيه هشتم استصحاب بيان كردهام .