تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
داده يا اينكه اول معناى ديگرى داشته و حالا از آن معنا به اين معناى جديد منتقل شده ؟ و خلاصه اينكه : شك در نقل و عدم نقل داريم در اينجا ادعاى اجماع شده بر جريان اصالة عدم النقل و مثال زده‌اند به صيغهء افعل كه در عرف مسلمين عرب‌زبان ظهور در وجوب دارد و حقيقت در وجوب است ولى شك داريم كه از اصل لغت عرب دال بر وجوب بوده و الان هم امتداد دارد يا اول معناى ديگرى داشته و حالا منقول شده در اينجا اصالة عدم النقل جارى كرده‌اند و گفته‌اند مسئله استصحاب قهقرى از اين قبيل است . ولى مصنف مىفرمايد : ما نسبت به استصحاب قهقرى كه دليل نداريم و نسبت به اصل عدم نقل هم بستگى دارد كه از اصول لفظيه عقلائيه باشد تا از باب بناء عقلاء حجت شود يا از آن اصول نباشد تا ارزشى نداشته باشد و ظاهرا عقلاء عالم چنين نبائى ندارند و اگر بگوئيد : شايد شارع چنين نبائى داشته باشد خواهيم گفت در اين جهت شارع مقدس هم مثل يكى از عقلاء عالم است و سيره بخصوصى ندارد فلا اعتبار باصالة عدم النقل .

تنبيه نهم

پاره‌اى از عبادات نظير صلوة مثلا داراى يك هيئت اتصاليه‌اى هستند كه بايد ميانه اجزائشان موالات باشد و اگر آن هيئت اتصاليه بهم خورد عبادت باطل مىشود . حال گاهى يقين داريم به اينكه قاطعى آمد و هيئت اتصاليه را شرعا قطع كرد البته قطعا حكم به بطلان مىشود و گاهى يقين به عدم حصول قاطع داريم باز تكليف
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 285 | على محمدى خراسانى