تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
1 - ملاقات آب با شئ نجس . 2 - حصول كريت ولى شك داريم كه اول كريت حادث شده سپس ملاقات تا موجب انفعال و تنجس ملاقى نشود يا اول ملاقات بوده سپس كريت تا موجب انفعال شده باشد ( زيرا آب قليل نجس را اگر هزار سطل آب جداجدا روى آن بريزى سبب پاكى نيست مگر با آب كر طاهر ملاقات كند و يا به طرق ديگر باشد ) . حال دو امر قطعا حادث شده ولى در تقدم و تأخر آنها شك داريم در چنين مواردى گاهى اجراء استصحاب عدم حدوث اين حادث در زمان حدوث آنديگرى يا بالعكس اثر شرعى اصلا ندارد ولو مع الواسطه و تنها يك سلسله آثار عاديه و عقليه دارد البته استصحاب جارى نيست ولى گاهى اثر شرعى دارد همانند دو مثال مذكور كه استصحاب عدم موت مورث تا زمان اسلام وارث نتيجه مىدهد تأخر موت را از اسلام وارث و بالنتيجه ارث بردن ثابت مىشود يا در استصحاب عدم اسلام وارث عدم توارث ثابت مىشود يا در مسئله ملاقات اثر متناسب با خود دارد و . . . حال آيا در اينجا استصحاب عدم جارى مىشود يا نه ؟ اقوالى است : 1 - مشهور برآنند كه استصحاب عدم حدوث هركدام از هرحادث در زمان حدوث حادث ديگر جارى مىشود مطلقا چه مجهول التاريخ باشند يا نه و در نتيجه تعارضا و تساقطا و يرجع الى الاصل الآخر . 2 - صاحب جواهر و مرحوم كاشف الغطاء برآنند كه هيچكدام از اين دو استصحاب جارى نمىشوند مطلقا « 1 » . 3 - عده‌اى هم تفصيل داده‌اند ميان آنجا كه هردو حادث مجهول التاريخ
هامش
( 1 ) - طبق نقل شيخ اعظم در رسائل ، صفحهء 388 .