مىشود ( و در شرح لمعه كتاب الصوم هم اين مسئله را ملاحظه فرمودهايد ) بلكه مىتوان جريان استصحاب در آن دو را از حديث هفتم از احاديث باب استصحاب ( قبلا ذكر شد ) نيز استفاده كرد كه در رابطه با صوم يوم الشك بود به اينكه در يوم الشك اول استصحاب كنيم بقاء شعبان را كه زمان محدودى است و در يوم الشك دوّم استصحاب كنيم بقاء رمضان را با اينكه زمان محدودى است معذلك استصحاب جارى باشد پس علاوه بر اجماع و ضرورت منصوص هم هست . بلكه مىتوان ادّعا كرد كه ليل و نهار اگرچه بدقت عقلى از قبيل شك در مقتضى است امّا از ديدگاه عرفى به مجرّد دخول ليل گفته مىشود شب داخل شد و تا جزء آخر از راه نرسيده حكم به بقاء مىشود و آنها را مثل امور مستقره و ثابته مىدانند كه اگر عرفا چنين شد البته روايات باب استصحاب هم كه منزّل بر عرف است اين مورد را مىگيرد و مصداقى از مصاديق اخبار باب مىشود متفرع بر اين اگر در ماه رمضان شك كرد كه آيا شب به پايان رسيده و طلوع فجر شده يا نه تا صيام بر او واجب و اكل و شرب حرام شود يا خير ؟ اگر منشأ شبهه ، خطاب شارع باشد و شبهه حكميه باشد جاى احتياط يا برائت است و اگر شبههء موضوعيه و امر جزئى و شك در حكم جزئى باشد البته جاى استصحاب است و در نتيجه تمام آثار بقاء ليل مترتب مىشود منجمله جواز اكل و شرب كه در آيه گفته :
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ . . . »
هكذا اگر در روز ماه مبارك كسى شك كند كه آيا هنوز روز باقى است يا نه ؟ اگر شبهه حكميه باشد كه نمىداند غروب شرعى به استتار قرص است يا به ذهاب حمره بايد احتياط كند و اگر شبهه موضوعيه است و در اثر ابرى بودن و مهآلود بودن شك كرده البته جاى استصحاب بقاء نهار است و آثار شرعيه بر آن