تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

تنبيه هفتم

گاهى در اصل حدوث حادثى شك داريم مثلا شك داريم كه آيا موتى حادث شده يا نه در اين صورت از اصل عدم حدوث استفاده نموده و تا يقين به حدوث پيدا نكنيم همين اصل جارى است و گاهى يقين به حدوث حادثى داريم ولى شك داريم كه آيا در زمان متقدم حادث شده يا زمان متأخر كه حادث را با نفس زمان مىسنجيم در اين فرض حكم اينست كه : استصحاب عدم حدوث حادث جارى مىشود تا زمانيكه يقين به حدوث آمده كه زمان متأخر باشد مثلا يقين داريم كه موتى حادث شده و زيد از دار دنيا رفته است ولى شك داريم كه آيا روز پنجشنبه از دنيا رفته يا روز جمعه ؟ استصحاب عدم حدوث موت الى يوم الجمعه جارى مىكنيم و نتيجه مىگيريم حدوث موت را فى يوم الجمعه سپس اگر اثر شرعى داشته باشد بر آن مترتب مىشود مثلا كسى نذر كرده يا قسم خورده كه هركس كه اول مماتش روز جمعه باشد يك سورهء يس براى او بخواند و با استصحاب اين معنا ثابت شد پس بر وى واجب مىشود كه به نذرش وفا كند ، يا به قسمى كه خورده وفا كند . آنكه جاى بحث دارد اينست كه گاهى يقين به حدوث دو حادث و شك در تقدم و تأخر آن دو داريم كه كدام متأخر است ؟ و كدام متقدم ؟ مثلا يقين داريم به موت مورث مسلم و يقين داريم به اسلام وارث كافر ولى نمىدانيم كه اوّل موت بوده سپس اسلام تا وارث تازه‌مسلمان ارث نبرد چون شرعا فرزنديكه هنگام موت پدر كافر بوده ارث نمىبرد ولو بعدا مسلمان شود ( الكافر لا يرث شيئا ) يا اول اسلام بوده سپس موت تا اين وارث هم ارث ببرد ؟ يا مثلا آبى داشتيم قليل و جامه‌اى داشتيم نجس پس از مدتى دو امر حادث شده :
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 280 | على محمدى خراسانى