تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
عدم حدوث آن حدّ را يا بقاء آن زمان را . و لا ريب در اينكه استصحاب در امور زمانيه كه در بستر زمان موجود مىشوند و با تصرم زمان متصرم مىشوند يعنى همانگونه كه زمان در گذر است آنها نيز در گذرند جارى مىشوند مانند حركت ، تكلم ، خوردن ، آشاميدن البته زمانيات دو دسته‌اند : 1 - آنهائيكه : داراى مقتضى هستند و ذاتا مقتضى استمرار تا زمان معينى هستند و هنوز آن زمان بپايان نرسيده و شك داريم كه آيا رافعى آمد تا آنها را رفع كند يا نه ؟ مثلا خطيب طبق معمول يكساعت سخنرانى مىكند و الان حدود سه ربع يعنى 45 دقيقه از وقت گويندگى گذشته و ما شك مىكنيم كه الان هم مشغول سخن گفتن است تا شركت كنيم مثلا يا نه ؟ در اين قسم كه شك در رافع است اگر استصحاب داراى اثر شرعى باشد چه بلاواسطه و چه مع‌الواسطه جارى مىشود . 2 - آنهائيكه داراى مقتضى نيستند و شك در اصل مقتضى است كه مثلا نمىدانيم آيا حركت يا اكل بيش از اين اقتضاى بقاء دارد يا نه ؟ در اينجا استصحاب جارى نمىشود . و امّا زمان محدود از قبيل ليل و نهار كه شك مىكنيم آيا هنوز نهار باقى است يا نه ؟ يا شك مىكنيم كه هنوز ليل باقى است و حق داريم سحرى بخوريم يا نه ؟ با اينكه از قبيل شك در مقتضى است كه شب اقتضاى محدودى دارد و كذا النهار ولى معذلك ادعاى اجماع شده ( مشهور ) بلكه ادعاى ضرورت دين شده ( امين استرابادى ) بر اينكه عند الشك در بقاء ليل يا نهار استصحاب بقاء ليل يا نهار جارى