تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
هستند يعنى مىگويند : هرگاه واسطه به نظر عرف خفيه باشد بدرجه‌ايكه اصلا ديده نمىشود و به حساب نمىآيد و گويا اثر شرعى مستقيما بر خود مستصحب بار مىشود در اينجا اصل مثبت حجت است و عرفا مثبت به حساب نمىآيد و هرگاه واسطه جليه باشد بگونه‌ايكه عرفا ديده مىشود و به حساب مىآيد اصل مثبت جارى نمىشود . د : و عده‌اى از متأخرين هم از قبيل سيد صدر شارح وافيه و ديگران اصل مثبت را مطلقا حجت مىدانند چه واسطه خفيه باشد و چه جليه . ه : عقيدهء مصنف تفصيل ديگرى است و آن اينكه : استصحاب مطلقا جارى مىشود چه واسطه خفيه باشد و چه جليه ، و آثار شرعيهء مع الواسطة بر مستصحب مترتب مىشود چه به واسطهء يك امر عقلى ( ملزوم - ملازم ، لازم عقلى ) و چه بواسطه يك امر عادى منتها مشروط بر اينكه آن واسطه عادى قطعى الحصول باشد نه ظنى الحصول مثلا زيد ده ساله بود كه به سفر رفته و الآن پنج سال است كه او مسافر است و كسى از او اطّلاعى ندارد و نمىدانيم كه زنده است يا مرده ؟ در اينجا استصحاب بقاء حيات جارى مىشود و اثر عقلى آن كه رسيدن به سن بلوغ باشد مترتب مىشود و لا ريب فيه است ( البته ملازمه شرعيه است ) و اگر اين لازم و اثر عقلى داراى اثر شرعى باشد بر آن مترتب مىشود از قبيل : وجوب نفقه والدين بر اين شخص كه يك حكم جزئى است و اگر بالغ شده و متمكن است بر او واجب مىشود كه نفقه والدين خود را بپردازد . ( مثال اثر شرعى با واسطه اثر عقلى ) يا مثلا بيست و نه روز از ماه مبارك گذشته و امشب ، شب سىام است ولى ما شك داريم كه آيا از ماه مبارك رمضان است يا اوّل شوال است ؟