مثال صورت ثالث : يقين داشتيم كه فلان آب ، آبنمك است و از اين حيث مضاف است سپس آب خالصى بر آن ريختم كه مرحله شديده از مضاف بودن را زائل كرده ولى نمىدانيم كه آيا مرتبه نازله را هم زائل كرده و به كلى آب مطلق شده يا مرتبه نازله باقى است ؟
مصنف مىفرمايد : در اين فرض هم استصحاب خصوص اين مرتبه يا آن مرتبه جارى نيست ولى استصحاب كلى مضاف بودن جارى است و اثر مترتب مىشود .
تنبيه پنجم يا اصل مثبت
در مباحث پيشين در بخش ادلة الاستصحاب ثابت شد كه حكم عقل و بناء عقلاء دليليت براى استصحاب ندارند و يگانه دليل بر حجيت استصحاب عبارتست از اخبار و روايات كه شارع مقدّس ببركت اخبار لا تنقض اليقين بالشك ما را به عمل به استصحاب متعبد ساخته و فرموده بنا را بر يقين سابق بگذار بگونهايكه گويا اصلا آن يقين سابق از بين نرفته و هماكنون هم موجود است و شارع مقدّس كه بجاى واقع به مؤداى استصحاب قناعت كرده و آن را نازل به منزله يقين كرده و فرموده جميع آثار واقع را بر آن مترتب كن منتها مطلب صورى دارد :
1 - در استصحابات احكام بقول مشهور جميع آثار حكم مستصحب اعم از عقلى و عادى و شرعى مترتب مىشود مثلا اگر وجوب ظهر را استصحاب كرديم عقلا اعادهء آن واجب است و عقاب بر ترك دارد و . . . منتها مصنّف اصلا استصحاب در احكام را قبول ندارد كما مرّ .
2 - اجراء استصحاب در موضوعاتيكه مستقيما و بلاواسطه اثر شرعى دارند و