تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
مصنف مىفرمايد : طرفداران جريان استصحاب جارى مىشود حتى در احكام كليه اين توجيهات را دارند و چاره‌اى از آن ندارند زيرا كه در احكام كليه معمولا شك در بقاء خود حكم برمىگردد به شك در بقاء موضوع و الّا مع بقاء الموضوع با جميع خصوصيات و با ملاك حكم جاى شك در خود حكم نيست ولى مع المسامحة گفته‌اند اين مقدار تغيير مانعى ندارد امّا به عقيدهء ما اخبار دليل بر جريان استصحاب حتّى در احكام كليه نيست و ما نيازى به اين تمحلات و تكلفات نداريم و در احكام جزئيه هم كه موضوع محفوظ و محرز است و شك ما در بقاء خود حكم است پس بايد بدقت عرفيه موضوع باقى باشد و مع المسامحة باقى بودن كفايت نمىكند .

تنبيهات استصحاب

طبق معمول حضرات اصوليين در پايان هرمبحثى مطالب مهمّه‌اى را در رابطه با همان مبحث با عنوان تنبيهات مسئله ذكر مىكنند و جناب مصنف هم از اين سنت حسنه پيروى كرده و ده مطلب را بعنوان تنبيهات مبحث استصحاب آورده‌اند :

تنبيه اوّل

تنبيه اوّل از تنبيهات باب استصحاب پيرامون اينست كه قانون استصحاب اين شد كه يقين سابق را با شك لاحق در بقاء نتوان نقض كرد ولى با يقين لاحق بر خلاف آن مىتوان نقض كرد حال سخن در اينست كه : يقين سابق به امرى از امور از قبيل عدالت زيد ، حيات بكر ، طهارت ثوب و . . . گاهى از نوع يقين وجدانى است يعنى براى ما وجدانا يقين به فلان امر حاصل بود و الآن شك داريم در بقاء البته