تعابير مراد استصحاب باشد و الّا مع قطع النظر از اين شاهد بايد گفت : اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال و حديث اجمال پيدا مىكند ) .
حديث هشتم : اين حديث از روايات خاصه بوده و مخصوص به مورد خودش است و آن روايت عبد اللّه بن سنان از امام صادق ( ع ) است كه مورد و شأن صدور آن در رابطه با مسلمانى است كه جامهاش را به كافر ذمّى عاريه داده در حالى كه مىداند كه اين كافر اهل شرب خمر است اهل خوردن گوشت خوك است و آنها نجس العين هستند و بالاخره به دست او يا به لب او به خمر خنزير آلوده مىشود و احتمال اصابت دارد حال در چنين فرضى سئوال اينست كه : آيا وقتى كافر ذمى جامهء عاريهاى را برگرداند بر اين مسلمان واجب است جامه را بشويد ؟
حضرت در جواب فرمود : خير يعنى شستن لازم ندارد بدليل اينكه : تو آنروزيكه لباست را به كافر ذمى عاريه دادى كه پاك بود و الآن كه پس مىگيرى يقين ندارى كه وى جامهات را نجس كرده باشد ( اين صغراى مطلب است يعنى يقين سابق ، سابق و شك لاحق دارى و كبراى كلى هم روشن است كه « و لا تنقض اليقين بالشك » لذا اصلا نيازى به بيان نديده .
مصنف مىفرمايد : دلالت اين حديث بر استصحاب طهارت واضح است منتها در مورد خاصى است البتّه تعليل ذيل مشكل را حل مىكند زيرا كه العلّة تعمم پس حكم كلى از آن مستفاد است و آن نيز دال بر مطلوب ما است .
حديث نهم : حديث نهم و آخرين حديث روايتى است كه در رابطه با وضو وارد شده و امام ( ع ) در آن فرموده : هرگاه در زمان سابق يقين به وضو داشتى در زمان لاحق و مجددا حق ندارى وضو بگيرى و بايد بر همان وضوء قبلى باقى باشى
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٣