علم و جهل به كار رفته و در اخبار استصحاب يقين و شك ولى در جاى خود روشن است كه شك و جهل يكى هستند البته اگر مراد جهل بسيط باشد كه ظاهرا مراد همين است نه جهل مركب آنگاه جهل و شك يكى است و به قرينهء مقابله علم و يقين هم يكى خواهند بود چنانچه در مقام تعريف علم و يقين هردو را به معناى تصديق و اعتقاد جازم گرفتهاند و بالجمله اين شاهد مطلب قابل خدشه است و در مقابل شواهد قويترى كه مشهور دارند و بعدا اشاره خواهيم كرد ارزشى ندارد ) .
شاهد سوّم : مقدّمه : يقين و شك از يك زاويه دو قسم مىشوند :
1 - يقين و شك فعلى و حالى يعنى اينكه بالفعل و در خارج يقين به امرى در زمان سابق و شك در بقاء آن امر در زمان لاحق داشته باشيم .
2 - يقين و شك تقديرى كه اگر فرضا چنين بود يقين پيدا مىشد و اگر چنان بود شك مىآمد و . . . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : متبادر به ذهن از يقين و شك در اخبار استصحاب يقين و شك فعلى و تنجيزى است زيرا كه مشتقات ظهور در فعليت و تلبّس مبدء به اين وصف بالفعل دارند و يقين و شك هم از مشتقات اصولى است پس بايد بالفعل يقين سابقى باشد و شك لاحقى و اين در امور خارجيه و موضوعات احكام و احكام وضعيه جزئيه متصور است و امّا در احكام شرعيه كليه اعمّ از تكليفى و وضعى يقين و شك تنجيزى و فعلى در كار نيست بلكه فرضى و تقديرى است .
فى المثل در باب احكام تكليفيه آقاى مجتهد اين گونه فرض مىكند و در رساله عمليه هم همان را مىنويسد كه اگر مسافرى تا حدّ مسافت شرعيه مسافرت كند امّا به صورت تلفيق و آميختهاى از رفتوبرگشت خلاصه اينكه چهار فرسخ برود و
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣١