تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
مفيد فايده باشد چون استصحاب اصل عملى است و اصل عملى چنانچه از نامش پيدا است بايد در مقام عمل ثمره داشته باشد و گرنه جارى نمىشود و خوشبختانه ثمرهء عملى هم دارد مثلا شخصى وكيل از طرف زيد است و حالا شك مىكند كه در فلان حادثه زيد هم مرد يا جان سالم بدر برد ؟ بدنبال آن شك مىكند كه الان وكالت او از ناحيهء زيد باقى است يا از بين رفت ؟ استصحاب مىكند حيات زيد را و مترتب مىكند بر آن وكالت را يا مستقيما استصحاب وكالت مىكند و يترتب عليه جواز التصرف فى ماله و . . . يكى ديگر از آثار شرعيه حيات زيد اينست كه پس بر زوجهء او عده نگهداشتن و ازدواج حرام است و هكذا تقسيم اموال او حرام است و . . . قوله : و ان كان : در اينجا ميان فقها بحثى است كه موضوع جواز و حرمت تزويج زوجه زيد و تقسيم اموال او چيست ؟ آيا موضوع حرمت حيات است تا با استصحاب احراز شود ؟ يا موضوع جواز موت است كه تا موت شرعا احراز نشود حق ازدواج و حق توريث منتفى است استصحاب حيات بشود يا خير ؟ مصنف مىفرمايد : به عقيدهء ما مسئله جواز تزويج و جواز توريث موضوعشان موت است و تا احراز نشود چه يقين كنيم به عدم و چه شك كنيم اين آثار بار نمىشود پس تزويج و توريث حرام است چه ببركت استصحاب حيات احراز حيات شود يا نه آرى وقتى يقين به موت آمد يا از نظر شرعى با موازين شرعى موت شخص غايب ثابت گرديد آنگاه است كه زن حق ازدواج دارد و اموال غايب تقسيم مىشود و . . . طبق آنچه كه در شرح لمعه كتاب طلاق راجع به طلاق غائب مطرح شده . قوله : امّا اذا : تا اينجا سخن در اين بود كه استصحاب حيات جارى مىشود
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 227 | على محمدى خراسانى