تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اينها نيست بنابراين با استفاده از شأن صدور حديث مىگوئيم : درست است كه كلام امام كلى است ولى معناى كليت ، تعدّىكردن به نوع مورد سئوال و اكتفا نكردن به صنف آن است ( كه وضو باشد ) و نوع مورد عبارتست از كليه مواردى كه حكم از احكام وضعيه جزئيه بوده و يك زمانى قطعا ثابت شده چون علت و دليل آن آمده و الان شك در بقاء و ارتفاعش داريم منشأ شكّمان هم شك در وجود رافع يا رافعيت موجود است ( نه شك در مقتضى كه از حديث استفاده نمىشود ) و به اين مقدار حق تعدى داريم و كليت حديث هم محفوظ است امّا بيش از اين را دلالت ندارد . مثال : شخصى سابقا يقين به نجاست ثوب يا بدن داشت و الان شك دارد كه آيا محل نجاست را تطهير كرده يا نه ؟ ( حكم وضعى جزئى و شك در رافع ) يا شخصى يقين به زوجيت داشت و الان شك در طلاق دارد كه آيا زوجه‌اش را طلاق داده يا نه ؟ يا آيا با لفظ انت برية او خلية طلاق واقع مىشود يا خير ؟ ( باز هم حكم وضعى جزئى و شك در اصل وجود رافع يا رافعيت موجود ) يا اينكه شخصى يقين داشت به ملكيت كه فلان مال ملك او است و الان شك دارد كه آيا سبب ناقل محقق شد و اين عين از ملك او خارج شد يا همچنان به ملكيت باقى است ؟ يا مثلا يقين داشت كه زيد عادل است و مىتوان به او اقتدا كرد يا از او تقليد كرد يا شهادت او را پذيرفت و . . . و خلاصه آثار عدالت را بار كرد ولى الان شك دارد كه آيا عدالت زيد باقى است يا در اثر ارتكاب كبيره و اصرار بر صغيره از عدالت افتاده ؟ يا مثلا تا ديروز يقين به حيات او داشتيم و انسانى است چهل ساله كه ذاتا استعداد بقاء و ادامهء حيات دارد ولى شك داريم كه آيا سكته كرد يا تصادف كرد و الان مرده و يا همچنان زنده