طرف راست او يا چپ ، يا پيشرو يا بالاسر يا جلو چشمان و . . . ) چيزى حركت داده شود ( و جابجا شود يا چيزى را از پيش روى او بردارند و . . . ) و او ملتفت نشود ( آيا همين كافى است و شرعا امارهء نوم است پس وضوى او باطل شد ؟ ) .
فرمودند : خير ( يعنى اين امور ظنيه ملاك نيست ) و وضويش باقى است تا زمانيكه يقين كند كه خوابيده و از اين بابت يك نشانهء بيّن و آشكارى در دست باشد و گرنه تا به اين مرحله نرسيده بدان كه وى از بابت وضو بر يقين است ( يعنى چيزى نيامده كه ناقض وضو باشد ) سپس حضرت كبراى كلى بيان كردند كه : « لا ينقض اليقين بالشك ابدا و لكنه ينقضه بيقين آخر » يعنى هيچگاه يقين خود را با شك نقض نكند ( شك ناقض يقين نيست ) و لكن بايد يقين سابق را با يقين ديگر ( بر خلاف آن ) نقض كند و واضح است كه با وجود يقين بر خلاف جاى بناگذارى بر ما كان نيست .
قوله : و لا يضر : بحث سندى : مختصر اشكالى از ناحيهء سند حديث مشاهده مىشود و آن اينكه : اين حديث مضمره است يعنى به صورت ضمير آورده شده و زراره گفت : قلت له كه ما نمىدانيم آيا مرجع ضمير له و مسئول امام معصوم ( ع ) است تا سخن او در حق ما حجت باشد يا غير معصوم و فقيهى از فقهاء آن عصر است تا كلام وى در حق ما حجت نباشد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال لذا از اين ناحيه قدرى ارزش حديث پائين آمد و لكن خوشبختانه هراضمارى مضرّ نيست آرى اگر اضمار از ناحيه يك رواى معمولى باشد آن احتمالات مىآيد و خطرناك است امّا اگر از ناحيه امثال زراره باشد كه اعلم فقهاء عصر بعد از امام ( ع ) است ضررى ايجاد نمىكند و باصطلاح مضمرههائيكه
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢١