الاستصحاب ( سيد مرتضى و اتباع او ) يقول باصالة عدم النسخ ، و ما ذلك الّا من جهة هذا الاجماع على اشتراط العلم فى ثبوت النسخ .
البته اين تحليل مرحوم مظفر است و گرنه شيخ اعظم ره در رسائل و طبق نقل ايشان مرحوم محدث استرابادى و ديگران اين اصل را از استصحابات مجمع عليها برشمردهاند بلكه محدث فوق ادعاى ضرورت كرده .
اخبار استصحاب
سومين و آخرين و مهمترين دليل از ادلّه حجيت استصحاب كه متأخرين نوعا روى آن تكيه دارند عبارتست از اخبار و روايات باب استصحاب روايات وارده به اين مناسبت اعمّ از روايات عامّه كه كبراى كلى بدست مىدهد و روايات خاصه كه مخصوص مورد خاصى است فراوان است و جناب مصنف در اين باب به نه روايت بسنده كردهاند :
حديث اوّل : اولين روايت از روايات باب صحيحهء اوّلى زراره است :
ترجمهء متن حديث : زراره گويد : به امام ( ع ) عرضكردم : مردى با وضو است و خواب بر او هجوم برده و يك يا دو چرت هم زده آيا بدين وسيله دوباره بايد وضو بگيرد ؟ حضرت فرمودند : اى زراره گاهى چشم مىخوابد ( چشم اولين حسّى است كه در هنگام خواب از كار مىافتد و نمىبيند ) ولى قلب و گوش انسان بيدار است و نخوابيده ( گوش آخرين حسّى است كه از كار مىافتد در هنگام نوم ) پس آنگاه كه چشم و گوش و قلب ( ادراكات و تعقلات ) خوابيد وضو واجب مىشود ( يعنى نوم شرعى آمده و نوم مبطل وضو است پس وضوء قبلى وى باطل شد و بايد وضوى دوباره بسازد ) عرضكردم : اگر در اطراف اين آدمى كه چرت مىزند ( در