اخبار لا تنقض امضاء هم شده ) از اين دو مقدمه به اين نتيجه مىرسيم كه : چنين سيرهاى مورد رضايت شرع انور است و بناء عقلائى ممضات معتبر است مصنف مىفرمايد : ما اين دليل را قبول نداريم زيرا كه قبلا استصحاب را تعريف كرديم به ابقاء ما كان على ما كان صرفا لاجل انه كان يعنى بايد ثابت شود كه اين بناگذارى عقلاء بر اخذ به حالت سابقه تعبدى بوده و صرفا بخاطر اينست كه قبلا چنين بود الان هم عملا بگويند چنان است و ترتيب اثر دهند ولى اولا اين يك احتمال است در بناء عقلاء و احتمالات ديگرى هم هست كه ذيلا خواهد آمد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال و ثانيا اساسا به عقيدهء مصنف اين احتمال مردود است و ساير احتمالات قويتر هستند و مطابق وجدان هستند در نتيجه اين بناء عقلاء ارزشى ندارد .
بيان ذلك : ما خود از عقلاء عالم هستيم ، ديگران و كسانى كه در اطراف ما هستند نيز از عقلاء عالم هستند و وقتى ما عملكرد خود و ديگران را مطالعه مىكنيم و به وجدان خود مراجعه نموده و از ديگران هم در اعمالشان و بناگذاريهايشان مىپرسيم ملاحظه مىكنيم كه اخذ به حالت سابقه در امور خارجيه ( شبيه اموريكه در مقدمهء اوّل استدلال ذكر شد ) بخاطر استصحاب حالت سابقه و ابقاء ما كان لاجل انه كان نيست بلكه براساس ظن به بقاء است يعنى عقلاء عالم كه قصد سفر به بلاد ديگر مىكنند يا از بلاد غربت عزم سفر به ديار يار مىكنند يا اهل بازار كه بسراغ كسبوكار و مغازهدارى مىروند يا بازرگانان و تجّار كه بسراغ حجره تجارت مىروند و خلاصه هردسته از دستجاتيكه در استدلال ذكر شد به سراغ كار خود مىروند براساس اطمينان آنها به بقاء است يعنى اصلا بذهنش هم خطور نمىكند و احتمالش را هم نمىدهد كه محلّ كار او نابود شده باشد و يا اگر احتمال مىدهد
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٢