تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
يك احتمال ضعيف و نيش غولى است كه قابل اعتنا نيست . و اطمينان به بقاء دارد و براساس اطمينان كه علم عادى و عقلائى است و خردمندان عالم بدان با چشم علم مىنگرند و به احتمالات خلافيه اعتنا نمىكنند اعمالش را مترتب مىكنند نه اينكه يك امر تعبدى و براساس استصحاب باشد خير اگر از او بپرسى خواهد گفت : من اصلا شك ندارم تا استصحاب جارى بكنم يا نه و لذا اگر روزى ظن و اطمينان بر خلاف حالت سابقه پيدا كند ديگر بنا را بر حالت سابقه نگذاشته بلكه به مظنه ترتيب اثر مىدهد و بر خلاف آن بناگذارى و سرمايه‌گذارى مىكند مثلا تا به امروز اطمينان به حيات نماينده‌اش در فلان كشور داشت براى او مال التجارة ارسال مىكرد ولى از امروز اطمينان به موت پيدا كرده و ديگر مال التجارة ارسال نخواهد كرد پس بناء عملى عقلاء براساس استصحاب و بناگذارى عملى صرفا لاجل استصحاب نيست بلكه مناط عمل آنها ظن و اطمينان است پس از راه بناء عقلاء نتوان استصحاب را حجت كرد . قوله : نعم : البته گه‌گاهى هم ممكن است انسان با اينكه ظن و اطمينان به خلاف حالت سابقه دارد معذلك بنا را بر حالت سابقه گذاشته و عملا بدان اخذ كند ولى باز هم براساس استصحاب نيست بلكه براساس احتياط است يعنى به اميد رسيدن به مطلوب اين كار را انجام مىدهد و در حسن و رجحان احتياط كه بحثى نيست ( و وقتى مسئله احتياط پيش آمد باز مناط عمل او احتياط است نه اينكه استصحاب باشد و هرطرف را كه احتياط ايجاب كند انجام مىدهد و تعبد به بقاء بر ما كان ندارد ) فى المثل شخصى بيماريى دارد كه داروى آن بسيار كمياب است و يا نيازمند استفاده از آبى است ( آبهاى معدنى مثلا ) كه بسيار كمياب است و از طرفى